]

این روزها کمتر کسی را پیدا میکنید که از مشکلات عصبی و استرسهای زمانه گلایه نکند اما شاید برایتان جالب باشد بدانید برخی افراد نمیتوانند درک کنند که تحت فشار عصبی هستند. این افراد ممکن است این مشکل را با سردرد، بیخوابی، دل به هم خوردگی و تغییرات گوارشی تجربه و بیان کنند. اگر شما هم احساس میکنید که دارید با چنین مشکلاتی دست وپنجه نرم میکنید با خواندن مطلب زیر میتوانید قدمهای بیشتری به سوی آرامش بردارید...
1- درست با استرس برخورد کنید

نخستین گام در یادگیری نحوه کنترل استرس، شناسایی عامل آن است. پاسخ و واکنش هر فردی به حوادث، با دیگری متقاوت است. به عنوان مثال یک آدم پرکار را در نظر بگیرید. ممکن است دیگران فکر کنند این فرد خودش را اذیت میکند و تا پای مرگ کار میکند، در حالی که در حقیقت این شخص با کار کردن احساس آرامش و کنترل بیشتری به دست میآورد. آرزوها و انتظارات غیرواقعبینانه و دور و دراز، کمالگرایی، نگرانی، نگرشها و احساسات منفی، رفتار غیرمسوولانه، عادات بهداشتی و نظافت نامطلوب، از جمله عوامل استرس زاست . شناسایی عوامل میتواند با ایجاد نوعی احساس کنترل بیشتر در شما مفید باشد.
پذیرش این واقعیت که شما همیشه در حال تجربه و تحمل نوعی استرس هستید و اینکه، این یک موضوع طبیعی است در کنترل استرس بسیار سودمند خواهد بود.
2- بردباری را تمرین کنید

به عنوان بخشی از راهبرد کلی در کنترل بهتر استرس، سعی کنید نسبت به خود و شرایطی که روی آنها کنترل ندارید بردبارتر شوید. ممکن است فکر کنید که شما همیشه باید شاد باشید اما مادامی که به این موضوع اعتقاد دارید، محکوم به یاس و ناامیدی خواهید بود. پذیرش این واقعیت که شما همیشه در حال تجربه و تحمل نوعی استرس هستید و اینکه، این یک موضوع طبیعی است در کنترل استرس بسیار سودمند خواهد بود.
3- مهارت کنترل خشم را بیاموزید

کنترل خشم تکنیک مهمی برای کاهش استرس است. خشم میتواند به مدت طولانی به شکل قابل توجهی استرس را افزایش داده و آن را طولانیتر کند.عصبانیت حتی میتواند باعث حمله قلبی شود. نحوه کنترل خشم تا حدود زیادی شبیه کنترل استرس است.
4- به تمرین تفکر مثبت بپردازید

مطالعه ذهنی یا خودگویی مثبت راه موثر دیگری برای برخورد با استرس است. منظور از خودگویی، جریان بیانتهایی از افکار است که هر روز از ذهن شما میگذرد. این افکار خود کار ممکن است مثبت یا منفی باشند. برخی از آنها مبتنی بر عقل و منطقی هستند و بقیه ممکن است سوءتعبیرهایی باشند که شما در نتیجه اطلاعات ناکافی به آنها دست مییابید. در طول روز لحظهای تامل کنید و افکار خود را مورد ارزیابی قرار دهید و راهی پیدا کنید تا به آن وسیله جهت مثبتی به جریان منفی افکار خود بدهید. یک قاعده عقلانی در مورد فرآیند خودگویی مثبت این است که آنچه را به دیگران نمیگویی به خود مگو.
افکار خود را مورد ارزیابی قرار دهید و راهی پیدا کنید تا به آن وسیله جهت مثبتی به جریان منفی افکار خود بدهید.
5- برای خودتان برنامه تنظیم کنید

قتی عوامل استرسزا شناسایی شدند و وجود آنها را به رسمیت شناختید، زمان برخورد با آنها آغاز میشود. برخی از استرسزاها تحت کنترل شما قرار دارند اما بقیه نه. ذهن خود را بر وقایعی که قادر به تغییر آنها هستید، متمرکز کنید. و به آنها نظم و برنامه بیشتری بدهید.
6- منظم باشید و استراحت را فراموش نکنید

محیط خانه و کار را به گونهای سر و سامان دهید که مجبور نباشید وقت زیادی را برای پیدا کردن شی گم شده تلف کنید. همچنین در طول روز به طور متناوب زمانی را به استراحت، نوشتن یا قدم زدن اختصاص دهید. توجه داشته باشید که یک بدن سالم به بهبود سلامت روان کمک میکند.
وقتی منابع و علل استرس را شناسایی کردید، حداقل میدانید که چه چیزی باعث این علایم ناخوشایند در شما میشود. این موضوع به خودی خود میتواند با ایجاد نوعی احساس کنترل بیشتر در شما مفید باشد.
7- درباره نگرانیهای خود صحبت کنید

8- خنده را فراموش نکنید

هتر است بخشی از وقت خود را با افرادی سپری کنید که به همه چیز با نگاه مثبت مینگرند. بیخیال و آسوده خاطرند یا شوخطبع. خنده تنشهای عصبی را کاهش میدهد. در پی فعالیتهایی باشید که باعث احساس لذت در شما میشوند. فرقی نمیکند که این یک فعالیت بدنی، هنری، موسیقی یا سرگرمی دیگری باشد. سعی کنید حداقل روزی 30دقیقه از وقت خود را به آن اختصاص دهید.
نوشته:دکتر سیدحمید حسینی از هفته نامه سلام
۹ روش برای فتح کردن قلب یک مرد
این موضوع حقیقت دارد كه امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجلهای برای متعهد گشتن به یك رابطه درازمدت از خود نشان نمیدهند.
هنگامی كه از مردان در مورد علل این مسأله پرسش میشود، آنها معمولاً چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگیشان برای ازدواج مطرح میسازند. اما در كل 4 عامل عمده وجود دارد كه تأثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن به تعهد درازمدت ازدواج اعمال میكنند:
1 - مردان با فشار اجتماعی كمتری برای متأهل شدن مواجه هستند. بنابراین یك عامل برای تن دادن به ازدواج در مردان عملاً حذف میشود.
2 - مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیتآمیز شدن رابطه وحشت دارند. رنجهای عاطفی حاصل از جدایی میتواند برای مردان ویرانگر و طاقتفرسا باشد. از طرفی آنها بیشتر نگران ریسك خسارات مالی كه احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، نیز هستند.
3 - این در سرشت و طبیعت مردان است كه هر چیزی را كه موجب تغییر عمده و جدی در زندگیشان میشود را به تأخیر اندازند. ازدواج تا حدودی آغاز مشكلات یك مرد است. خواه مردان امروزی به این گفته اعتقاد داشته باشند و یا خیر، مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش و گام نهادن به یك زندگی مملو از مسئولیت، سازش و از خودگذشتگی را ندارند.
4 - مردان هنگامی تن به ازدواج میدهند كه مطمئن شوند بهترین گزینه ممكن را انتخاب كردهاند. تعداد معدودی از مردان همواره در این اندیشهاند كه: نكند سر و كله یك دختر بهتر در زندگی آنها پیدا شود. اما چگونه میتوان مردان را پایبند یك رابطه درازمدت و تعهدآور ساخت؟
9 روش برای دستیابی به این منظور و این كه قلب یك مرد را فتح كنید به قرار زیر است:
1 - آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید كه مردی كه برگزیدهاید را دوست داشته و میخواهید باقی عمر را با وی سپری كنید.
بنابر این تا زمانی كه كاملاً متقاعد نشدهاید كه برای یكدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و ازدواج نباید به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از همسرتان باید به حدی باشد كه قادر به تعیین این موارد باشید كه وی قادر به متعهد شدن میباشد. او برخوردار از بسیاری از ویژگیها و صفاتی است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو میكردید. شخصیت او شما را ملزم به احترام و ستایش میگرداند. او قبلاً در آزمون وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران سربلند بیرون آمده است و آن كه باید مطمئن گردید كه وی شما را حقیقتاً دوست دارد.
2 - همواره همان فردی باشید كه هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهمترین خصلتی باشد كه مردان در زنان جستجو میكنند. 99 درصد از مردان در نظرسنجیهای گوناگون این گونه اظهار داشتهاند كه زنانی كه شخصیتشان پس از ازدواج دستخوش تغییر میشود در ردیف نخست فهرست علل جداییها پس از ازدواج آنها قرار میگیرند.
پافشاری در رفتاری كه در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتباً با او سازش كرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری میكنند و یا به لطیفههای بیمزه او میخندند، هیچگاه نتیجهبخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان كردن شماست.
3 - به او نشان دهید كه استقلال دارید. مردان از زنانی كه به عقب تكیه میدهند و منتظر میمانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزار هستند. نشان دهید با آن كه شما از ایدههای او استقبال میكنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن كارها را دارید.
هر گاه برنامه خرید خانهای را در سر دارید آن را به پس از ازدواج خود موكول نسازید. زیرا این عمل موجب میشود مرد این گونه برداشت كند كه شما شخصیت مستقلی ندارید.
4 - به او نشان دهید كه فردی مهربان و دوست داشتنی هستید. شاید شگفتانگیز به نظر آید: یك مرد به دختری نیاز دارد كه او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان كه استقلال فردی به زنان قدرت میبخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری، مردان را دلسرد میكند.
مردان این گونه زنان را بیاحساس، بیعاطفه و ناتوان در عشقورزی تلقی میكنند. بنابراین همان طور كه زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نشان دهند باید مشخص كنند كه دارای میل وافری برای قسمت كردن عشق خود با مرد زندگیشان هستند.
5 - نشان دهید كه او را دوست دارید. علاقهمندی به خویشتن حقیقی او نه برای آنچه او میتواند برای شما فراهم آورد. بسیاری از مردان در پاسخ به این پرسش كه چه چیزی پیش از ازدواج برای آنها حائز اهمیت است، پاسخ دادهاند كه: اطمینان یافتن از آن كه دختر مورد علاقه آنها را دوست داشته باشد برای آنچه كه هستند و نه وسیلهای برای دستیابی به هدف.
هیچ مردی دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقهاش به این علت او را برگزیده كه: او یك تأمینكننده معیشت مناسب، یك شهروند نمونه و یا حتی یك پدر خوب بالقوه است. تمام این مسائل برای مردان اهمیت دارد اما یك مرد زمانی كه متوجه میشود یك دختر به این علت او را برگزیده كه او بهترین دوست او بوده است بسیار خرسند میشود.
دختری كه همواره در كنار همسر خود باقی بماند صرف نظر از موقعیت و اوضاع مرد خود اما چگونه میتواند به این امر نائل آید؟ به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقهمندیها و ارزشهایی كه او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت كنید اما بیشتر به جنبههای معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه كنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیك شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.
6 - برای آن كه او را به دنبال خود بكشانید برایش نقش بازی نكنید. مردان كاملاً از بازیهایی كه زنان به آنها روی میآورند تا توجه مردان را جلب خود سازند آگاهند. حتی ممكن است مردان اغواگردیده و برای پیروزی در بازیهای شما به هر عملی دست بزنند. اما هیچگاه متعهد به شما نخواهند شد.
البته عده معدودی هم بر این باورند هم صحبت شدن با دیگران برای برانگیختن حس حسادت ممكن است برای مدت كوتاهی كارساز باشد. اما او چگونه میتواند به شما اعتماد كند؟ هنگامی كه شما را دسیسهگر بپندارد؟ حتی اگر شیفته شما باشد. هنگامی كه كوچكترین شبههای در اعتماد و صداقت شما داشته باشد از متعهد شدن هراس خواهد داشت.
7 - نشان دهید كه قصد تغییر دادن او را در سر ندارید.. هر گاه یك مرد احساس كند كه تعهد به یك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبك زندگی او میشود، سرسختانه برای متعهد شدن از خود مقاومت نشان خواهد داد. حتی اگر عاشق آن دختر باشد.
نشان دهید كه قادر به سازش با او هستید. نشان دهید از آن كه او بدون حضور شما برای تماشای فوتبال یك شب را با دوستان خود بگذارند، اعتراضی ندارید، كاری نكنید كه احساس كند اكنون باید از وقت خود كمال استفاده را ببرد. زیرا زندگی او پس از ازدواج تغییر خواهد كرد.
8 - به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست كه شما مانند یك مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن كنید كه بیانگر بهترین صفات شما و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنید.
9 - طوری وانمود نكنید كه برای ازدواج شتابزدهاید، ممكن است شما تصور كنید او تاكنون وقت زیادی را برای تصمیمگیری در مورد شما سپری كرده است. اما آرامش خود را حفظ كنید! این ممكن است خبر نویدبخشی باشد. ممكن است او میخواهد مطمئن شود كه یك تصمیم معقول و صحیح اتخاذ كرده است.
منبع(اینترنت)
11ایده ی اشتباه در ازدواج
1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوهبار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود.
تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آنوقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما بهطور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد.ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد.
4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد:
گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است.
برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد.
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود:
بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
7- ازدواج، ابزاری برای دستیابی به خواستههای دیگر:
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد.
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقهای به یکدیگر پیدا میکنند که گمان میبرند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطهها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمیرود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمهی یک رابطهی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چهقدر هم که هیجانآور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار میآورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه میشود. به همین دلیل، ازدواجهایی که در کوتاهمدت اتفاق میافتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهمترین عاملهای تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بیشک روزگار سپری میشود؛ بچهها بزرگ میشوند؛ ازدواج میکنند و به دنبال زندگی خویش میروند.آنگاه است که احساس میکنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعیتان باشد.
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دستکم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم میآورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل میشوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر میشوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیلهای فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بیآبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد میکنند، تن به ازدواج میدهند.
چنین تجربههایی در زندگی مشترک، بسیار بحرانزا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیشبینی است.
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستیها و مناسبهای اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر میرسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیدهتر و ویژگیهای شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم میشوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عاملهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ میشود، ضریب خطرپذیری چنین ازدواجهایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت.
محمدرضا دژکام -روانشناس،
مشاور ازدواج و خانواده -عضو انجمن روانشناسی ایران
سلام به همه عاشقای روی زمین
"شبیخون عشق"
باز عشقم زدشبیخون ای عجب گوچه می خواهی زمن این نصف شب
عشق ای آتش زن دنیاودین ما دگرهستیم خاکسترنشین
عشق ای پرورده دامان من بیش ازاین برآتشم دامن مزن
عشق ای بیچاره سازه چاره سوز قصدجان ناتوان داری هنوز؟
عشق ای بیداد را بنیاد نه عشق ای بنیادرابرباد نه
عشق ای همسایه آوارگی عشق ای سرمایه بیچارگی
عشق ای زندان تاریک بلا عشق ای زنجیر پای مبتلا
عشق ای دریای طوفان زای غم عشق ای وحشت فزا قعرعدم
راحت ازبارغم دل کن مرا یا بکش یکباره یاول کن مرا...
چندبیتی از غزل شاعرشیرین سخن "شهریار"
(اگه خوشتون بیاد شعرکامل روبراتون می نویسم )
برای همه دوستانم آرزوی موفقیت و شادکامی دارم.
نویسنده این پست دوست خوبم آقای مرتضی شمس می باشد.
ادامه مطلب
كار خبرنگار عراقي را چقدر مي پسنديد؟
اصلا كار خوبي بود و بايد كفش هايش را به موزه برد يا نظري ديگر داريد.
خبرنگاري شغل شريفي است ويك خبرنگار چه رسانه ايي و مطبوعاتي قلمش را براي مبارزه و بيان
اعتراضش بايدبه كار برد. ( نه به اين شكل)

نه من طرفدار بوش وسياست هاي او نيستم چرا او بود كه با سياست هاي غلطش بحران زيادي هم
در آمريكا و هم در جهان درست كرد واين چنين مثل موش ازضربه ها فرار مي كند.

حال يك سوال شما جاي آن خبرنگاربوديد چه مي كرديد براي پاسخ در نظرسنجي اين ماه ( دي ماه )
شركت كنيد و به اين سوال من پاسخ دهيد. ![]()
![]()
دیروز روز دانشجو بود ؟
اما تو این روز هم دانشجوی ما نمی تونند حرفاشون به گوش مسئولان برسونند ُ
نه من سیاسی نمی کنم ----- شما نگاه کنید به سخرانی دیروز آقای متکی در دانشگاه خواجه نصیر:
منوچهر متکي که در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي سخنراني ميکرد، اظهار داشت: آمريکا طرحي برنامهريزي کرده بود که همه کشورها را بر عليه ايران بشوراند و شوراي همکاري خليجفارس را در گام اول؛ اما ايران به عنوان برادر بزرگتر در منطقه و به عنوان کشوري که خواهان آرامش است، سعي کرد کشورهاي منطقه را به وحدت منافع منطقهاي و امنيت منطقهاي فرا بخواند.
این را فرصت می دانندتا دانشجویان را روشن کنند وخطر استکبار و غرب را به آن ها گوشزد کنند.
اما این را هم بخوانید:
چهار دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی که به دلیل فعالیتهای مدنی از تحصیل در این دانشگاه محروم شدهاند، با انتشار نامهای خطاب به ریاست این دانشگاه خواستار بازگشت دوباره خود به دانشگاه شدهاند.
دانشجویان محروم از تحصیل، در این نامه، بر لزوم ایجاد فضای آزاد دانشگاهی تاکید کرده و خواهان پایان دادن به «احضارهای فلهای دانشجویان» شدهاند.
ببنید فعالیت های مدنی یعنی تهدید وهمدستی با دشمنان ..................... بگذریم من این را برای
صدای گرفته وقلم خرده شده دانشجو نوشتم ![]()
امير ميرزاحسيني
پر ارزشترین لحظهایت را به نیستی مسپار
در پی زیبا رویان جهان
پر ارزشترین عشق ها را از یاد مبر
و در پی بی پروایت
بالهای خیالم را با قیچی غرورت مچین
سارا ![]()
باز آید شرح حال این حریف
باز گویم ای غریب دل ربا
گوی مرا که تو در یاب مرا
سلام باز من اومدم سارا![]()
پیچیده ترین افکارو میشه در بی نقش ترین ادما دید.
عمیق ترین درد ها رو می شه در شاد ترین ادما دید.
وقشنگترین عشق رو می شه در سخت ترین ادما دید.
سارا![]()

